گردو!

  • به قلم:مجهول
  • تاریخ:سه شنبه 1391/03/30
  • عنوان موضوع: شعر زیبا با تصویر
برهنه ات می کنند که بهتر دیده شوی...

غصه نخور گردوی کوچک،

آنچه سیاه می شود دستان آنهاست نه روی تو!


نظرات:



لجبـــــــــازی!

  • به قلم:مجهول
  • تاریخ:سه شنبه 1391/03/09
  • عنوان موضوع: متن عاشقانه

من دیـــوانه ی آن لـــحظه ای هستــم که تو دلتنگم شوی...
و محکم در آغوشم بگیــری ...
و شیطنت وار ببوسیم ...
و من نگذارم...

عشق من ...

بوسه با لـــجبازی، بیشتر می چسبـــد!!!


نظرات:



عشــــق مــــن ...♥♥♥

  • به قلم:مجهول
  • تاریخ:پنجشنبه 1391/03/04
  • عنوان موضوع: متن عاشقانه
عشق من ، قلبت را فشرده ام در آغوشم

میرویم تا اوج احساس عشق ، تا برسیم به جایی که نبینیم هیچ غمی را در سرنوشت

تا برسیم به جایی که من باشم و تمام وجودت ، بیخیال همه چیز، باز کن برایم آغوشت

عشق من تو را در میان خویش گرفته ام ، من که از آغازش هم عاشق تو بوده ام ،

من که در تمام سختی ها در کنارت بوده ام ،

تو چقدر خوبی که تا اینجا هم از دلت راضی بوده ام… .

شب میشود و دلتنگی هایم بیشتر ، چرا نمی رسد فردا ، چند قطره اشک هم بیشتر….

فردا برسد و باز تو بیایی ، من تو را ببینم و تو با عشق کنارم بمانی …

عشق زیبای تو ، من عاشقم، تمام احساستم به حساب قلب تو

خوب هوای قلبم را داری ، همین را میخواستم از خدا ،

تو چه احساس زیبایی داری ، همین است که همیشه شادم ،

همین است که همیشه با آرامش شبها را میخوابم….

عشق تو اینجاست در قلبم ، قلبی که درگیر است با یادت ،

خودت هم میدانی خیلی وقت است که میخواهمت

عشق من ، سرت را بگذار بر روی شانه هایم ، بگذار سکوت باشد بینمان تا بشنوم صدای نفسهایت،

تا برسم به جایی که در بر بگیرم تمام احساسات زیبایت را…

احساسی از تو ، که با آن به اینجا رسیده ام ،

که من هم مثل تو با احساس شدم و در ساحل دلت امواج مهربانت را در میان گرفته ام

با تو همیشه در اوج عشق به سر میبرم ، با تو هر جا که بخواهی میروم ،

با تو عاشقم و همیشه به قلبت عشق میدهم …

عشق میدهم تا عاشقانه بمانیم ،

تا هر جا رفتیم در آغوش هم ، این شعر را برای هم عاشقانه بخوانیم…

-----------------------------------

نویسنده : مهدی لقمانی



نظرات:



فـــقــــــط بــــــرو...

از طرف دوست عزیزم، یـــــــــلدا:

"فقط برو..."
ماندن همیشه خوب نیست؛رفتن هم همیشه بد نیست!
گاهی رفتن بهتر است،
گاهی باید رفت،
اگر نروی هر آنچه ماندنیست خواهد رفت.
اگر بروی،شاید با دل پر بروی و اگر بمانی،با دست خالی خواهی ماند.
گاهی باید رفت و بعضی چیزها را که بردنی نیست،با خود برد،
مثل یاد،مثل خاطره،مثل غرور
وآنچه ماندنی ست را جا گذاشت،
مثل یاد،مثل خاطره،مثل لبخند
رفتنت ماندنی می شود،وقتی که باید بروی،بروی!
وماندنت رفتنی می شود وقتی که نباید بمانی،بمانی!
برو و بگذار چیزی از تو بماند که نبودنت را گرانبها کند.
برو و نگذار ماندنت باری بشود بر دوشِ دل کسی که شکستن غرورت برایش از شکستن سکوت آسانتر باشد!
عشقت را بردار و برو،
خوب برو،
زیبا برو،
شاد برو،
شاد از این باش که اگر ترا او نشناخت،عشق شناخت!!!
برو،فقط برو....!!!



نظرات:



حُــــــکم دل ♥


این متن از طرف ایمانم:
♦ ♥ ♣ ♠
بار آخر من ورق را با دلم بــُر می زنم!
بار دیگر حکم کن، اما نه بی دل!
با دلت، دل حکم کن!
"حکم دل"
هر که حکم دارد بیندازد وسط
تا دلهایمان را رو کنیم...
دل روی دل بیفتد، عشق حاکم می شود...
پس به حکم عشق بازی می کنیم،
این دل من...
رو کن حالا دلت را...!
دل نداری؟
بـُــر بزن اندیشه ات را...
"حکم لازم"
دل سپردن،
دل گرفتن،
هر دو "لازم"...
♦ ♥ ♣ ♠



نظرات:



تمـــــــــــام تنهــــاییم...

به خود احترام می گذارم...

یک چای داغ می ریزم،

داخل زیباترین بشقاب خانه یک دانه شیرینی می گذارم،

همراه یک آهنگ دلنشین به خود می گویم:

" بفـــــــــرمایید! چایتان سرد نشود! "

و از تمـــــــــــــــام تنهــــــــاییم لذت می برم!



نظرات:



شعری از کیارش کاویانی

جایی به اسم تو

آدم هایی به اسم من

و این ضمیر آخر شخص که اینجا انتظار می کشد

بدون هیچ فعلی ، بدون هیچ حرفی

جایی به اسم تو

خیابانهایی که به اسم تو نام می گیرند

و ایستگاه های خسته این خیابان

که همه ی آدمها را دور خودشان می چرخاند

 آقا ، من ایسگاه آخر پیاده میشوم

چشمهایم را ایستگاه قبل جا گذاشته ام

اینجا

ایستگاه آخر

جایی به اسم تو

دستهای تو

دستهایی که خیابان را بغل کرده

و چشمهای بسته ی من



نظرات:



سکــــــــــــوت

این روزها،

دلم اصرار دارد

فریاد بزند

اما...

من جلوی دهانش را می گیرم،

وقتی می دانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد!

این روزها من ...

خدای سکوت شده ام

خفقان گرفته ام تا آرامش اهالی دنیا،

خط خطی نشود!

سکوتی می کنم به بلندی فریاد ...

فریادی که فقط و فقط خدا آگاه باشد

از راز دلم

از این روزهای تنهایی و دوری و ...!

حسرت ، که در این هجــــــــــوم تاریکی

صدای دل هم به جایی نمی رسد!



نظرات:



اگــــــــــــــــــر می توانستم...

اگر داغ رسم قدیم شقایق نبود

اگر دفتر خاطرات طراوت

پر از ردّ پای دقایق نبود

اگر ذهن آیینه خـــــــــــــالی نبود

اگر عادت عابران بی خیالی نبود

اگر گوش سنگین این کوچه ها،

فقط یک نفس می توانست

طنین عبوری نسیمانه را

به خاطر سپارد...

*متن کامل این شعر از قیصر امین پور در ادامه مطلب*



برچسب‌ها: قیصر امین پور

نظرات:



یک روز می بوسمـــــت...

  • به قلم:مجهول
  • تاریخ:پنجشنبه 1391/02/14
  • عنوان موضوع: متن عاشقانه
با تشکر از دوست عزیزم،شایسته:

یک روز می بوسمت

یک روز که باران می بارد ،

یک روز که چترمان دو نفره شده ،

یک روز که همه جا حسابی خیس است

یک روز که گونه هایت از سرما سرخ سرخ ،

آرام تر از هر چه تصورش را کنی ،

آهسته ، می بوسمت ...

*متن کامل شعر در ادامه مطلب*

**حتـــــــــــــماً بخونید،فوق العاده است**


برچسب‌ها: متن عاشقانه

نظرات:



سیــــــــب ســــــــــرخ حــــــــــــوا...

  • به قلم:مجهول
  • تاریخ:چهارشنبه 1391/02/13
  • عنوان موضوع: متن عاشقانه
در عجــــبم

از سیب خوردنمان

که

از آن فقط "چوبش" باقی می ماند...

مگـــــــــر این همه چوب که خوردیم

از یک سیــــــــب ... شروع نشد؟!


برچسب‌ها: سیب سرخ, سیب سرخ حوا, متن عاشقانه و زیبا

نظرات:



حســــــــــادتــــــــــــــ...

  • به قلم:مجهول
  • تاریخ:سه شنبه 1391/02/12
  • عنوان موضوع: متن عاشقانه
حســــادتِ زنانــــه ام بسیـــــار دور اندیــش اســت؛

خیــــالِ زنـــی دیگـــر،
ســـر به روی سینــــه ی تـــو،
انگشتــــــانٍ ظـــــریفـــش بـــه مــوهای سینه ات مـــوج میدهــد...
و تـــو دلـــت غنـــج میــــرود!

میتــــرسم...
میترســم کســـی بــویٍ تنـــت را بگیـــرد،
نغمـــــه دلـــت را بشنـــــود،
و تــــــو، خـــو بگیــــری بــه مانــدنــــش!!!

چــــه احســـاس ِ خــط خطـــی و مبــهمیــــست،

ایــــن عاشقـــــانـــه های ِحســـــودیٍ مـــن!!!


*با اجازه ی عزیزم که این پست رو به عنوان کامنت گداشته بود*


نظرات:



ᴥ زن ... مرد ᴥ

قــــــــدرت ، جــــاذبه ی مرد اســــــت
و جـــــــــاذبه ، قــــــــدرت زن! 



نظرات:



چه کسی می خواهد من و تو ما نشویم؟

چه کسی می خواهد من و تو ما نشویم؟

خانه اش ویران باد!

من اگر ما نشوم، تنـــــــــــــهایم...

تو اگر ما نشوی، خویشــــــــتنی...

* متن کامل شعر در ادامه مطلب*


برچسب‌ها: حمید مصدق, من و تو, شعر عاشقانه

نظرات:



♥ گلبوسه ♥



اگر هُـــــــــرم نفسهــــــــایت

به داغــــســــــتان لبهــــــــایم

گل تبـــــخــــــال بنشــــاند؛

من این تبخــــال شـــــیرین را

که تنهــــــــا یادگار توست...

به دنیــــــایی نمـــــــی بخشم!


برچسب‌ها: متن عاشقانه و زیبا

نظرات:



نمـــــــــاز مجنــــــــون

  • به قلم:مجهول
  • تاریخ:شنبه 1391/02/09
  • عنوان موضوع: شعر زیبا با تصویر

یک شبی مجنون نمازش را شکست

بی وضو در کوچه ی لیلا نشست

عشق آن شب مستِ مستش کرده بود

فارغ از جامِ الستش کرده بود...

* متن کامل شعر در ادامه مطلب *


برچسب‌ها: شعر عاشقانه, لیلی و مجنون, متن زیبا

نظرات:



بوسه!


تا شــــما خـــــانه تان سمت شمــــــــــــــال دهِ ماست

                قبله ی دهکده مان سمتِ شمــــــــــــــــال است عزیز

پنجــــــــــره بین من و توست، مرا بوســــــــــــــــــــه بزن

                بوسه از آنطـــــــرف شیشـــــــــه حـــــــلال است عزیز!


برچسب‌ها: متن عاشقانه و زیبا

نظرات:



اخرین دلنوشته ها